قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3223
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال پانصد و پنجاهم از رحلت خير البشر « 1 » در ماه ربيع الاوّل اين سال شاه مازندران ، رستم بن علىّ بن شهريار بن قارن ، وفات يافت و پسرش ، علاء الدّين [ حسن ] ، چند روز فوت او را پنهان داشت ، تا آنكه بر جميع قلاع مستولى شد . بعد از آن پدر خود را مدفون ساخت . و چون خبر فوت رستم [ 116 الف ] شهرت يافت ، امير ايثاق « 2 » ، صاحب جرجان و دهستان ، حقوق شاه مازندران را به يك طرف نهاد و با پسرش ، علاء الدّين حسن ، در مقام منازعت شد . امّا آخر الأمر ، غير از نام بد هيچچيز حاصل نكرد و علاء الدّين جميع ولايات پدر را بالاستقلال متصرّف شد . و در اين سال پانصد و پنجاهم از رحلت كه پانصد و شصت از هجرت باشد ، در كشمير راجه جيسنگ بن رستيل « 3 » ، كه از سلاطين كشمير بود و به مزيد شوكت و عظمت ممتاز ، وفات كرد . وى مدّت بيست و هفت سال حكومت كرده بود و با مخالفان جنگ ناكرده جميع دشمنان خود را مقهور گردانيد . كشمير در زمان او آبادان شد و در زمان كلهل بنذت ، كه در سال پانصد و پنجاه و پنج وفات كرده بود ، زياده از سههزار سال تاريخ سلاطين كشمير را نوشته بود . ( و بعد از وى جونى بنذت تا اواسط زمان سلطان العابدين ، كه از سلاطين مشهور كشمير است ، احوال تاريخ سلاطين كشمير را نوشته است . ) « 4 » و بعد از جيسنگ ، پسرش بر ماتك ، به جاى پدر بر سرير سلطنت نشست . و از جمله وقايع اين سال آنكه در اوايل اين سال امير مؤيّد لشكرى به عزم تسخير شهر نسا
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . ق ، م : امير ايناق . ( 3 ) . م : جينيگ . ( 4 ) . م : مطلب بين ( ) را ندارد .